بیا...
بیا و مهمان رویاهای ناتمامم باش..
مدتی ست ارزان می خرند...
پایان خوش همه ی خوابهای مرا....
انگار می دانند...
چقدرررر تو را... نداشته ام...
همان که سرِ هر گُذَرَت...وعده ی باران می خرید و بی هوا نفس می کشید....