دردم از یار است و درمان نیز هم !دل فدای او شد و جان نیز هم !
اما میشه کسی تورو نفهمییده باشهولی اون درد رو خوب فهمیده باشه..
درمان، پادزاد درد....هیچ دردی بی درمون نیست...خودم به جمله ای که گفتم اعتقاد ندارم...چرا دارم...اما همه ی درمون ها دست ما نیست.
فهم؟!!!درد؟!!!درمان؟!!!آها!پارادوکس دارن
حالا که من اومدم تو نیستی.../
کجایی؟خوبی؟
سلام...کجایی؟ خبری ازت نیست
دلم خواست لینکت کنم.لینکت کردم...
بسیار زیبا گفتی خوشحال میشم به منم سر بزنی ونظراتم بگی
سلام رابی عزیز مرسی از حضور پر مهرت. شاید حق با تو باشه. شاید هنوز نتونستم واژه ها رو به بند افکارم بکشم زیبا مینویسی. فکر کنم بعد از مدتها جایی رو برای لذت بردن از افکار یک آدم پیدا کردم من هم نویسنده نیستم. من هم کامپیوتر و فناوری اطلاعات خوندم... اما به قول استادم توی حوزه هنری تو که رشتت ادبیات داستانی نیست از خود ادبیاتیها موفقتری
دردم از یار است و درمان نیز هم !
دل فدای او شد و جان نیز هم !
اما میشه کسی تورو نفهمییده باشه
ولی اون درد رو خوب فهمیده باشه..
درمان، پادزاد درد....
هیچ دردی بی درمون نیست...
خودم به جمله ای که گفتم اعتقاد ندارم...
چرا دارم...اما همه ی درمون ها دست ما نیست.
فهم؟!!!
درد؟!!!
درمان؟!!!
آها!
پارادوکس دارن
حالا که من اومدم تو نیستی.../
کجایی؟خوبی؟
سلام...
کجایی؟ خبری ازت نیست
دلم خواست لینکت کنم.لینکت کردم...
بسیار زیبا گفتی

خوشحال میشم به منم سر بزنی ونظراتم بگی
سلام رابی عزیز
مرسی از حضور پر مهرت. شاید حق با تو باشه. شاید هنوز نتونستم واژه ها رو به بند افکارم بکشم
زیبا مینویسی. فکر کنم بعد از مدتها جایی رو برای لذت بردن از افکار یک آدم پیدا کردم
من هم نویسنده نیستم. من هم کامپیوتر و فناوری اطلاعات خوندم... اما به قول استادم توی حوزه هنری تو که رشتت ادبیات داستانی نیست از خود ادبیاتیها موفقتری